چهارشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۸۲
عجب تعطیلاتی بود.... ما که هیچ نفهمیدیم که چگونه گذشت.... سیزده مان را هم بدر کردیم.... باقی اش چه بشود نمی دانم....
گفته بودم: سالی که نکوست از بهارش پیداست!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
by: Azazil
گر من زِ می مغانه مستم هستم
گر عاشق و رند و می پرستم هستم
هر طایفه ای زِ من گمانی دارد
من زانِ خودم چنان که هستم هستم
عزازیل: [ ع َ ] ( اِخ ) (معرب از عبری ) طبق روایات ، یکی از سه فرشته (هاروت ، ماروت ، عزازیل ) است که خدا آنان را به کره ٔ زمین فرستاد تا مانند آدمیان زندگی کنند و ازمحرمات بپرهیزند والا تنبیه شوند. عزازیل پس از چندی چون دانست که از عهده ٔ این امتحانات برآمدن مشکل است اظهار عجز نمود و معاف شد، ولی دو تن دیگر به مأموریت خود ادامه دادند و فریب زنی (زهره = ناهید) را خوردند، شراب نوشیدند و اسم اعظم را بدان زن گفتند وبه پادافره این کردار در چاه بابل معلق شدند و تا روز رستاخیز بدین حال خواهند ماند. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به «ستاره ٔ ناهید» از محمد معین شود. || از نامهای قدیمی شیطان . (از اقرب الموارد). نام شیطان . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). شیطان . (قاموس کتاب مقدس ). ابلیس . ابوخلاف . ابوالعیزار. ابومرة. ابولبینی . بلأز. خناس . دیو.
|| (اِ) روح پلید. || نام مرغی است کوچک . (از ناظم الاطباء). || اشاره به بزی است که در وادی غیرذی زرع فرستاده میشد. || اشاره است به انفصال خطایای قوم ، و مختصراً بر ذبح شده اشاره به کفاره ٔ خطایای قوم است . || (اِخ ) اسم محلی است که بز را در آنجا میفرستادند. (قاموس کتاب مقدس).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر