سه‌شنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۹۱

عاشق مترسك!

من به اميد آنكه خدا چيزي به من بدهد هيچ وقت دعا نمي كنم. براي اينكه خدا قبلاً مختصر چيزي داده و حالا چرا بايد از سر شروع كند؟! دعاي روزانه ام را ميخوانم براي اينكه مادرم به من تعليم داده بود و من مادرم را مي پرستيدم؛ همچنين دعا مي خوانم براي اينكه مي ترسم اگر نخوانم خدا بر من خشمگين شود و عقل حكم مي كند كه آدم هميشه از خشم خدا بپرهيزد.

البته جاهايي كه منو نخوان نمي مونم، بعضي وقتام جاهايي كه منو ميخوان نمي مونم!

برادران و خواهرانم را آدمهاي (طبيعي) مي دانند. مي دانيد كه معني آدم طبيعي چيست؟
آدم طبيعي يعني يك حيوان جوان و سالم كه نه نسبت به اطراف خود كنجكاوي دارد و نه ميل به دانستن؛ همينقدر جاه طببي دارد كه كارش را خوب انجام بدهد و پول كافي بدست بياورد و بعد با آن پول شكمش را پر كند و هيكلش را بپوشاند.

گوشه هايي از كتاب (عاشق مترسك) اثر: فيليس هستينگز

هیچ نظری موجود نیست: